• ایران
  • پنجشنبه ، 3 تیر 1400
news-details

شماره 19-سرمقاله-توسعه

توسعه

دکتر محسن رنانی در یکی از نوشته هایش میگوید:
رشته کاری وتحصیلی من اقتصاد است اما به اشتباه وارد حوزه آموزش هم شد ه ام،  علت این امر آنست که بعد از بیست سال کار در حوزه توسعه ، دریافت ه ام که برای توسعه ملی، جز(تحول در نظام آموزش) هیچ راه دیگری نداریم. نگارنده نیزدرتایید نوشته استاد رنانی وسخن بسیارمهم امیرکبیر دراین باره، در طول سال ها تجربه در ارتش وسروکار داشتن با سربازان عزیز از اقصی نقاط کشور و تدریس در آکادمی توپخانه و پدافند و نیز تجربیات بعد از بازنشستگی، دریافته ام که ریشه تمام مشکلات کشور در فرهنگ به طورعام
وآموزش وپرورش به طورخاص است.

لذابه نظر میرسد تا زمانی که نظام آموزشی و تربیتی را درکشور خود دگرگون و باز سازی نکرد ه ایم به توسعه پایدار درکشورمان نخواهیم رسید. ما در زبان فارسی چند کلمه رشد ، پیشرفت و توسعه را معادل میدانیم، درصورتی که با یک مثال در مییابیم که معانی
متفاوتی دارند:
اگردریک کارخانه کفش ، ما تولیدمان را ازیک میلیون جفت در سال به یک میلیون ودویست هزار جفت برسانیم رشد داشت هایم ولی اگر ضمن همین افزایش کیفیت کفشهارا هم بهتر کرده باشیم به پیشرفت رسید هایم واگر کوچه و خیابا نهای ما درست سنگ فرش یا
آسفالت شده و پر از چاله و پستی وبلندی نباشند و مردم نزاکت را مراعات نموده و پای همدیگر را لگد نکرده و طعنه به همدیگر نزنند وما بتوانیم با آن کفشها راحت قدم بزنیم ولذت ببریم آن وقت به توسعه رسید هایم.
بنابراین برای رسیدن به توسعه و مخصوصآ توسعه پایدار اصلاح یک یاچند عامل کافی نیست و باید از زیر ساختها شروع نموده ازجمله با اصلاح نظام آموزشی و تربیتی (آموزش وپرورشوآموزش عالی) آینده سازان کشور را درست تربیت کنیم تا به هدف توسعه پایدار برسیم.

رنسانس اروپا در سده ۱۴ میلادی از فلورانس ایتالیا آغاز و در سده ۱۵ شمال وغرب اروپا را فرا گرفت وپس از حدود 300 سال در سرتاسر قاره انتشار ودر انگلستان به پایان رسید. رنسانس یا نوزائی جنبش فرهنگی مهمی بود که آغاز گر دورانی از انقلاب علمی و اصلاحات مذهبی وپیشرفت در اروپا شده و وارد دوران خرد گرائی ومنطق وانسان مداری شدند و با کنار گذاشتن خرافات مذهبی یک جنبش دمکراتیک را شروع نموده و به اینجا رسید ه اند.

ما درایران از ۱۵۰ سال پیش اصلاحات ومدرنیته را شروع کرد ه ایم وبااین که دو انقلاب مشروطه و جمهوری اسلامی راتجربه کردیم وهزینه های سنگینی را متحمل شدیم ولی به نتیجه مطلوبنرسیده ایم.

تا زمانی که کودکان ، نوجوانان وجوانان را درست تربیت نکنیم به هدف دلخواه نخواهیم رسید و با توجه به اینکه سیستم خانواده نسبت به گذشته دگرگون شده و دیگر از خانواده های پرجمعیت ودارای اعضائی با تجربه وفرصت کافی خبری نیست وغالب خانواده ها  به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد و بزرگان خانواده (زن و مرد) از صبح تا شب در چند جا وشیفت مختلف در کارند ودغدغه زندگی و تآمین هزینه های سرسام آور و آتیه فرزندان فرصتی برای تربیت بچه ها باقی نمیگذارد.

با توجه به اینکه کودکان نسل انقلاب، تربیت شده در جمهوری اسلامی به ثمر رسید ه اند و درمصدرامورمشغول شد ه اند ، وضعیت درکشور نه تنها بهتر نشده بلکه کا رهای خلاف چون دروغ ، دزدی ، اختلا سهای کلان ، جرم وجنایت در جامعه افزایش یافته و امروزه با بحرا نهای زیادی مواجه هستیم، لذا با کمی تآمل و تفکر باید بپذیریم که نظام آموزشی و تربیتی مناسب و کارآمدی نداریم و برای رسیدن به آینده ای بهتر مجبوریم در رو شهای آموزشی خود تجدید نظر کرده و با استفاده از تجربیات خود ودیگران و علوم جدید تربیت فرزندان خودرا از مهد کود کها، مدارس ودانشگا هها به مربیانی شایسته و فارغ از مشکلات زندگی بسپاریم و امیدوار باشیم نسلهای آینده بتوانند با غلبه بر معضلات وبا بر طرف کردن نارسایی ها کشور را به توسعه پایدار رهنمون کنند.
آقای دکترویکتور فرانکل یکی از معدود نجات یافتگان زندان آشویتس در لهستان معروف به کوره های آدم سوزی طی نام های خطاب به تمام معلمین جهان میگوید:

چشمان من چیزهایی را دیده است که چشم هیچ انسانی نباید ببیند، من اطا قهای گازی را دیدم که توسط بهترین مهندسین طراحی میشدند. من پزشکان ماهری را دیدم که کودکان معصوم وبی گناه را به راحتی مسموم میکردند. من پرستارانی کار بلد را دیدم که انسانها را با تزریق آمپول به قتل می رساندند. من فارغ التحصیلان دانشگاهی را دیدم که میتوانستند انسان دیگری را در آتش بسوزانند و مجموع این دلایل مرا به آموزش مشکوک کرد .

ازشما تقاضا میکنم که تلاش کنید قبل از تربیت دانش آموزانتان به عنوان یک پزشک یا یک مهندس از آ نها یک انسان بسازید تا روزی تبدیل به جانوران روانی دانشمند نشوند ! پزشک یا مهندس شدن کار چندان دشواری نیست و هر کسی میتواند با چند سال تلاش به آن برسد اما به دانش آموزان خود بیاموزید که بهترین و بزگترین ثروت هر کدام از آ نها « انسانیت» است که با هیچ مدرک تحصیلی در جهان قابل مقایسه نیست…

اگر باز هم تآمل و تفکر کنیم میبینیم که تربیت شده های ماهم، درست تربیت نشد ه اند چون اگر درست تربیت شده و اموزش صحیح دیده بودند ما شاهداینهمه اختلا سهای کلان آنهم نه یک نه دو آنهم از بیت المال !این ملت رنجدیده و نیازمند نمیشدیم و یا به قول مقام ومسئول رسمی قوه قضائیه دارای بیش از ۱۵۰۰۰۰۰۰ پرونده قضائی در محاکم نمیشدیم رقم را مجدد و مجدد بخوانید وفکر کنید اگر دراین کشور بچه ها وکهنسالان و انسا نهای معلول و عقب افتاده را کنار بگذاریم شامل بقیه این ملت میشود چون اغلب پرونده ها چند نفر متهم دارند آنهم در زمان ها ی که در بعضی از کشو رها محاکم قضائی در بیشتر زما نهای سال بعلت نداشتن مراجعه !تعطیل شده اند.

پس لازم است شک کنیم به کارکرد نظام تربیتی و آموزشی مان ، البته نه به کارآموزگاران و مربیان زحمتکش مان، چون آ نها در شرایط طبیعی و با خاطری آسوده تدریس نمیکنند .

بنابراین اگر میخواهیم پیشرفت کنیم و مشکلات پیش رو و نا رسائی های موجود را برطرف کنیم و به توسعه پایدار برسیم و به کشور و ملتی زبانزد در دنیا تبدیل بشویم که مطمئنآ شایسته آن هستیم بایستی با یک دگر گونی اساسی در روش تربیتی و آموزشی مان با کارشناسان دانا وبا تجربه وبا وجدان ، طرح و بنیادی نو براندازیم .

نویسنده : جمشید صالحی شبستری

  • برچسب ها
اخبار مرتبط

0 دیدگاه

ارسال دیدگاه